سی نما - رده‌بندی بهترین و بدترین فیلم‌های X-Men

رده‌بندی بهترین و بدترین فیلم‌های X-Men

سری فیلم‌های مردان اکس با اکران «جهش‌یافتگان جدید» (The New Mutants) به پایان رسید و داستانی که از سال ۲۰۰۰ با کمپانی فاکس شروع شده بود، پس از فراز و نشیب‌های فراوان اختتامیه‌ای نه‌چندان در خور پیدا کرد. اگرچه بارها سخن از احیای مردان اکس توسط استودیوی مارول به میان آمده، اما بعید است دیگر شاهد فیلمی با شرکت بازیگران سابق باشیم. (در این میان ددپول مستثنی است!) به همین خاطر نگاهی به تاریخچه‌ی این فیلم‌ها انداختیم و از دیدگاه خودمان به آن‌ها از بدترین تا بهترین رتبه دادیم. اخبار سینمای جهان را از ۳۰نما دنبال کنید.

 

۱۳. خواستگاه مردان اکس: ولورین (X-Men Origins: Wolverine) – (۲۰۰۹)

بدون شک همه قبول دارند این بدترین فیلم سری است. تلاش مذبوحانه‌ی استودیو برای ارائه‌ی اسپین‌آفی از مردان اکس حول محور شخصیت ولورین که نتیجه‌ی ناخوشایندی در پی داشت. مهم‌ترین چیزی که در ذهن‌ها مانده شخصیت تباه ددپول رینولدز است، اما فیلم ویژگی‌های بد دیگری هم دارد. از داستانی که ابدا هیچ عمقی به شخصیت نداد و کمبودهای داستانی‌اش را با صحنه‌های اکشن نچسب پر کرد، تا جلوه‌های ویژه‌ی فیلم که به جای پنجه‌های عملکردی، از CGI استلفاده کردند و موجب خنده‌ی تماشاگران شدند. همچنین درز نسخه‌ی درفت فیلم در حین اکران که سرنوشت محتومی برای آن رقم زد.

 

۱۲. جهش‌یافتگان جدید (The New Mutants) – (۲۰۲۰)

عجیب‌ترین فیلم این سری که قرار بود آغازی بر چندگانه تازه با شخصیت‌‌های تازه باشد، اما عدم توافق بین استودیو و سازندگان باعث شد فیلم چندین بار عقب بیفتد در نهایت در بدترین شرایط راهش را به سالن‌های سینما باز کرد: در میانه‌ی پاندمی کرونا! فیلمی تحت عنوان «آغازگر» در حالی که تماشاگران می‌دانند قرار نیست ادامه‌ای داشته باشد. ترکیبی ناممزوج از ژانر ترسناک و ماجرایی و ابرقهرمانی که کمپانی فقط و فقط آن را اکران کرد که از شرش خلاص شود.

 

۱۱. مردان اکس: آخرین ایستادگی (X-Men: The Last Stand) – (۲۰۰۶)

وقتی که برایان سینگر و متیو وان از پروژه کنار کشیدند، استودیو سکان فیلم را به برت رتنر سپرد و نتیجه آن شد که شد! فیلمی پر از حواشی به خصوص وقتی کار به شخصیت‌‌های مؤنث می‌کشد. از ماجراهای الن پیج سر هم‌جنس‌گرا بودنش که دیگر نگوییم. فیلم اساسا فاقد هرگونه زیرمتن و محتوایی است و به معنای واقعی کلمه یک فیلم الکن از آب در آمده. فیلمی به غایت خنثی که حتی احتمال دارد یادتان نباشد کدام بود.

 

۱۰. ققنوس سیاه (X-Men: Dark Phoenix) – (۲۰۱۹)

این فیلم به طرز ویژه‌ای بد بود. داستانی که قبلا تلاش شده بود (در آخرین ایستادگی) گفته شود، دوباره برای مخاطب باز شد اما به همان پوچی و بیهودگی. با تکرار مکررات تقابل دیدگاه پروفسور اکس و مگنتو که به طرز جالبی واکنش خود کرکترها در فیلم را هم به دنبال داشت. با یک شخصیت منفی کاملا بی‌ربط و صحنه‌های اکشنی که سر و تهشان معلوم نیست. و وقتی مرگ یکی از شخصیت‌ها سر می‌رسد، بازیگرش خوشال می‌شود که کارش با پروژه به اتمام رسیده. احتمالا همینطور طرفدارانش!

 

۹. ولورین (The Wolverine) – (۲۰۱۳)

از اینجای لیست فیلم‌‌ها کمی ویژگی‌های مثبت پیدا می‌کنند. دومین فیلم اختصاصی شخصیت ولورین که بعد از کنار رفتن درن آرونوسکی به دستان منگولد سپرده شد و او برای خارج کردن کرکتر از فضای همیشگی و ذهنیت قبلی تماشاگر، لوگان را برداشت و به ژاپن برد. اتفاقی که نتایج مثبتی داشت و اندکی پتانسیل‌‌های ولورین را آشکار کرد. اکشن‌های مناسبی هم داشت اما از ضعف فقدان اصلیت و پیشینه‌ی در خور رنج می‌برد.

 

۸. مردان اکس: آخرالزمان (X-Men: Apocalypse) – (۲۰۱۶)

فیلم با نهایت تاسف یکی از کاریزماتیک‌ترین بازیگران روی سیاره را برداشت و در نقش آپوکالیپس با CGI بد به طور مسخره‌ای به قعر کشید. داستانش هم گرچه نقاط جذابی داشت، اما به نوعی الگوبرداری از تبدیل‌شوندگان بود که وقایع تاریخی را مصادره به مطلوب می‌کرد. اما فیلم غیر از ترکیب بازیگرانش چندان نقاط قوتی ندارد و تلاشش برای تکرار تجربه‌ی موفق روزهای گذشته‌ی آینده بی‌ثمر می‌ماند. مهم‌ترین یادگاری فیلم اما همان صورت آبی اسکار آیزاک است.

 

 

مجموعه فیلم‌های مردان ایکس

 

۷. ددپول ۲ (Deadpool 2) – (۲۰۱۸)

بزرگ‌ترین مشکل فیلم این بود که قسمت اولش یک هیت به تمام معنا شد و فیلم باید از پس توقعات مخاطبان برمی‌آمد. اتفاقی که نیفتاد و سازندگان که خلا آن خلاقیت و نوآوری اولیه را حس می‌کردند، رو به شوخی‌ها و صحنه‌‌های بزرگسالانه‌ی بیشتر آوردند. با جدا شدن تیم میلر موتور اصلی فیلم از کار افتاده بود اما با آمدن جاش برولین به عنوان شخصیت منفی فیلم مجددا جان گرفت. و البته ززی بیتسی که سمت پروتاگونیستِ داستان را به راه می‌اندازد و در کنار رینولدز به خوبی می‌درخشد.

 

۶. مردان اکس: کلاس اول (X-Men: First Class) – (۲۰۱۱)

یک ریبوت نصفه و نیمه که به چند دلیل فیلم موفقی از آب درآمد. اول اینکه بازیگران مناسبی برای نقش‌های قدیمی انتخاب شدند. به خصوص که تازه یک دهه از آشنایی تماشاگران با این کرکترها و پذیرفتنشان می‌گذشت. بعد اینکه فیلم به جای روایت داستان‌های تکراری به دوره‌ی دیگری سفر می‌کند و به نوعی آشنایی‌زدایی می‌کند. و در نهایت اینکه دوره‌ی زمانی مناسبی را برای این کار انتخاب کرد. گرچه استوارت و مک‌کلن تا آخر خط با سری ماندند. بزرگ‌ترین ایراد فیلم شاید این باشد که مقدمات ساخت فیلم‌های دیگری را برپا نمی‌کند و صرفا در طبل خودش می‌کوبد. دانلود فیلم با لینک مستقیم.

 

۵. لوگان (Logan) – (۲۰۱۷)

یکی از بهترین فیلم‌های سری که به جای تکرار مکررات با رو کردن به بخش تازه‌ای از شخصیت ولورین موفق می‌شود به موقعیت‌های جدیدی دست بیابد و دستاوردهای تازه‌ای داشته باشد. ورِ انسانی ولورین در این فیلم نه‌تنها با گشودن درهای عواطف و نشان دادن چهره‌ی انسانی‌اش، که با گرفتنِ قابلیت جاودانگی از او و فانی نشان دادنش رخ می‌نمایاند و شخصیتی را داریم که می‌توان قصه‌ی زندگی‌اش را روایت کرد به گونه‌ای که حالا بیننده بتواند با او پیوند احساسی پیدا کند. به راحتی متفاوت‌ترین فیلم سری مردان اکس است و بار دیگر نشان می‌دهد با درجه بندی R به چه گوشه‌های نامکشوفی از این دنیا می‌توان سرک کشید.

 

۴. ددپول (Deadpool) – (۲۰۱۶)

وقتی تلاش‌های رایان رینولدز بالاخره به نتیجه رسید و ددپول رنگ واقعیت را به خود دید، همه‌ی ما را شگفت‌زده کرد. حتی آن‌هایی که شخصیت ددپول را می‌شناختند و از پتانسیل کم‌نظیر او در زمینه‌ی «دیوانگی» اطلاع داشتند هم شوکه شدند. نه اولین فیلم ابرقهرمانی درجه‌ی R بود و نه اولین پارودی ژانر. اما به طرز عجیبی تازه و لذت‌بخش بود. و عجیب که ظرفیت بالای این کرکتر برای سینما این همه سال از نظر استودیو پنهان مانده بود. یک کرکتر پرحرف و وراج که هیچ چیزی را جدی نمی‌گیرد و علاقه‌ای ندارد از توانایی‌های منحصربه‌فردش برای اهداف اخلاقی استفاده کند. ددپول در فیلم همانند کامیک‌ها دیوار چهارم را می‌شکند و با همه چیز و همه کس، از جمله بازیگر خودش شوخی می‌‌کند. اکشن فیلم هم که حرف نداشت و تیم میلر نشان داد چیزهایی در چنته دارد و البته درز کردن همان کلیپ معروف مبارزه‌ی بزرگ‌راه بود که هواداران را به هیجان آورد و سران استودیو را مجبور کرد به ساخت فیلم تن بدهند.

 

۳. مردان اکس (X-Men) – (۲۰۰۰)

اگرچه گاهی «مرد عنکبوتی» سم ریمی را آغاز‌کننده‌ی جریان تولبد فیلم‌های کامیک بوکی نوین می‌دانند اما این عنوان در حقیقت شایسته‌ی این فیلم است. دو سال قبل از فیلم ریمی، با استفاده از پتانسیل کامیک‌ها و البته زمین بازی خالی‌ای که در اختیار داشت، و با بیان مضامینی عمیق‌ موفق شد نظر تماشاگران و منتقدان را جلب کند. شخصیت‌های جذاب و خط داستانی قابل لمس که به بیان مشکلات افراد خارج از اجتماع می‌پرداخت، زبان تازه‌ای برای بیان داستان‌های اقلیت‌ها ایجاد کرد. این اتفاق هوشمندی برایان سینگر را که البته قبل از آن مظنونی همیشگی را ساخته بود، اثبات کرد. البته موفقیت فیلم باعث شد شخصیت عجیب و غبرقابل تحمل سینگر جایش را در نظر استودیو تثبیت کند. اما به هر حال دوره‌ی طلایی فیلم‌های کامیک بوکی هالیوود با این فیلم اغاز شد.

 

۲. اکس ۲: اتحاد مردان اکس (X2: X-Men United) – (۲۰۰۳)

بعد از موفقیت قسمت اول، تردیدی در ساخت قسمت دوم نبود. اما کمتر کسی فکر می‌کرد فیلم بهتر از آن از آب دربیاید. اتفاقی که قبلا برای «سوپرمن ۲» هم افتاده بود. فیلم زمین بازی‌اش را گسترش داد و با آوردن دشمن تازه، دو گروه جهش‌یافتگان را متحد کرد. یک فیلم اکشن سرحال و جذاب که درجا نمی‌زند و بلد است داستان را به پیش ببرد. با استفاده از ظرفیت‌‌هایی که خودش بذرش را بنا نهاده بود و کرکترهایی که کم‌کم در حال جا باز کردن در دل طرفداران بودند. و البته صحنه‌های اکشن فیلم هم در زمان خودش موفقیت زیادی محسوب می‌شد و در سال‌های بعد به نوعی معیار برای ژانر به شمار می‌رفت. ضمن اینکه فیلم چندین وجه داشت. وجه جدید: یک مثلث عشقی بین ولورین، جین گری و سایکلوپس.

 

۱. مردان اکس: روزهای گذشته‌ی آینده (X-Men: Days of Future Past) – (۲۰۱۴)

بازگشت برایان سینگر همراه شد با یک نیمه ریبوت استثنائی. سینگر که خودش شخصیت‌ها را از آب و گل درآورده بود، به کمک چندگانه آمد و با روایت داستانی در گذشته و آینده روح تازه‌ای به سری دمید. اتفاقی که استودیو در همه‌ی فیلم‌های بعدی تلاش برای تکرارش داشت اما موفق نشد. فیلم هم نمود جدیدی از سفر در زمان را به مخاطبان عرضه کرد، هم ارتباط زیبایی بین بازیگران قدیمی و جدید ایجاد کرد و در عین بزرگداشت بازیگرهای قدیمی، بازیگران جدید را هم به شیوه‌ای مناسب در دل مخاطبان نشاند. در کنار این‌ها فرصت تازه‌ای برای استودیو به وجود آورد تا همه چیز را از نو شروع کند. البته صحنه‌های اکشن جذابی که یکی از آن‌ها خیلی زود کالت شد: صحنه‌ی استثنائی انفرادی کوئیک سیلور در پنتاگون.

13 مهر 1399 21:47

سایر اخبار

ارسال دیدگاه جدید

برای ارسال نظر باید وارد حساب کاربریتان شوید یا عضو سایت شوید.

دیدگاه های ارسال شده

Imana7 پروفایل 18 مهر 1399
پاسخ به دیدگاه

چه رتبه بندی مزخرفی

نمایش دیدگاه
Nimazz پروفایل 16 مهر 1399
پاسخ به دیدگاه

لوگان ، روزهای گذشته آینده ، ایکس من : آخرین مقاومت بهترین فیلم ها بودند . دِد پول به سختی میشه به عنوان سری ایکس من محسوب بشه با فیلم هایی که ساخته شد .

نمایش دیدگاه
khorramdin پروفایل 15 مهر 1399
پاسخ به دیدگاه

بین همه اینا اول لوگان شما فقط کاور فیلمو ببین عشق میکنی با ژست لوگان سالخورده .این بشر حرف نداره

نمایش دیدگاه